بامدادان در سپپده دمی رسولان شما سوار بر اسبان سفید بال ِ باد پا از اوج قله های مه گرفته فرود خواهند آمد و سکوت سنگین کوهساران را خواهند شکست در حالیکه نوید انتظار شما بر لبانشان جاری است.
بیا و نقاب غم انگیز زندگی را از چهره های بی احساس و مایوس مردم بر گیر .
ما درد هجرت را به صبر ، پیوند زده ایم و اینک درخت انتظار پر ثمر است.
هنگامیکه در قاب افق ظاهر شوی باران مسیر قدومت را پاکیزه می نماید و رنگین کمان با هاله ای از جلوه های رنگ نظر گاهت را می آراید.در همهمه جاری آب و در گویش مبهم مرداب معمایی است که پاسخش نام تابناک توست.
برکه ها در حسرت آنند که در کنار آنان لختی بیاسایی و مشتی از آب زلال بر صورت بنوازی تا فخر بر آسمان بفروشند .
چمنزاران قدوم مبارک شما را لحظه شماری می کنند تا فرق خویش را به زیر پای شما نثار کنند.
ای گل ،
ای طراوت هستی .......
لبخند های شوقمان با قطره ای اشک که قصه گوی فراق توست در هم می آمیزد و دل را به پگاه حضورت خوش میدارد.
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:13  توسط hanie
|
